عز الدين حسينى زنجانى

74

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)

« فَارْجِعِ البَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ * ثُمَّ ارْجِعِ البَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْك البَصَرُ خاسِئاً وَهُوَ حَسِيرٌ » ؛ « 1 » با دقت ، نظر خود را به جهان هستى افكن . آيا ( با وصف اين كه موجودات ، بىشمار و در ظاهر بىارتباط هستند ) پاشيدگى و جدايى در ميان آنها مىبينى ؟ ( نه هرگز ) مكرر نظر كن . ديده ات در مقابل عظمت جهان خسته مىشود و در خود احساس حقارت مىكنى . جهان آفرينش همه يك تكه و قطعه و همه چيز به همديگر مربوط و در تكميل يكديگرند . تشنه مىگويد كه كو آب گوار * آب هم گويد كه كو آن آب خوار آسمان گويد زمين را مرحبا * من تو را چون آهن و آهن ربا پس همهء موجودات جهان آفرينش در كمال ارتباط و بستگى به همديگر هستند كه همان مفهوم واقعى « سبوغ » به معناى نه كم و نه زياد مىباشد . اين ارتباط و به هم پيوستگى علاوه بر اين‌كه مدبّر حكيم را ثابت مىكند ، وحدت مُبدِع ( پديد آورنده ) را نيز به اثبات مىرساند . بهتر است عبارت صدرالمتألهين را كه از نفائس افاداتش مىباشد در اين مقام بياوريم . ملاصدرا چنين مىگويد : پيوند همهء موجودات با ترتيب و نظم حكمت‌آميز دلالت دارد كه پديد آورندهء آنها يگانهء محض است . هم‌چون پيوند اعضاى بدن آدمى كه در ظاهر با هم شباهت نداشته و برحسب خلقت با همديگر تفاوت كامل دارند ؛ اما از آن جهت كه با هم تناسب داشته و هماهنگى طبيعى و نظم و ارتباط كامل بين آنها حكم‌فرماست دلالت دارد كه نيروى واحدى بر اين اعضا و جوارح مختلف حاكم است كه مانع جدايى و گسستگى آنها مىشود . جهان هستى هم با وجود پديده‌هاى گوناگون كه از هم جدا و داراى طبيعت و اثر خاص هستند در يك صف قرار گرفته و ارتباط طبيعىاى كه بين آنها حكم‌فرماست دلالت دارد كه مدبّر و نگاه‌دارنده آنها را از پاشيدگى و جدايى حفظ مىكند ، آن‌هم با قدرتى بس عظيم و فوق تصور . آسمان‌ها و زمين را نگهدارى مىنمايد تا از هم نپاشند . اگر دو صانع بود در نتيجه ، اثر صنعت هر يك از

--> ( 1 ) . ملك ( 67 ) آيات 3 - 4 .